تبليغاتX
شهید گمنام - نجواهای عاشقانه دانشجویان با یار غائب از نظر در قالب مسلبقه شمیم یار

پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1384

نجواهای عاشقانه دانشجویان با یار غائب از نظر در قالب مسلبقه شمیم یار

اي تنها بهانه من براي زيستن !

دلهاي خسته از ظلم و جور زمانه، چشمهاي دوخته شده به جاده بي‏انتهاي انتظار،منتظر شنيدن اين خروشند: يا اهل العالم انا المهدي

روح ا.. اميني

 

اي تنها بهانه من براي زيستن !

چه بسيار لحظه هايي كه بي ياد تو سپري كردم. شرمنده ام آقا ! اما اكنون آمده ام تا دل را ، همه و همه دل را تقديم تو كنم ، مگو كه دير شده ، مپرس كه تا بحال كجا بوده ام  كه به خدا رسم مهرباني تو چنين نيست.

ماجده اماني

 

اي تنها بهانه من براي زيستن ! 

و اي كسيكه شقايقهاي عاشق ، شكوفايي خود را وامدار وجود نازنين تو هستند. هر صبح كه با نواي دلنشين اذان بر سر سجاده عشق مي نشيم ، دستانم را به سوي او كه انيس دلهاي خستگان است بالا برده و عاجزانه مي خواهم كه هر چه زودتر ديدگان اشكبارم را ميزبان جمال دلرباي تو گرداند.

حكيمه صالحي 

 

اي تنها بهانه من براي زيستن !

كاش مي شد از كوچه باغهاي انتظار ، در اين آدينه ، شميم دلكش ظهور را حس كرد . كاش نواي ذلنشين انا المهدي را با حضور سبزت در اين ماه الهي طنين انداز مي كردي. و اي كاش غربت و دلتنگي غريبانه ما را پاياني بود به اندازه «طرفة عيناً ».

خانم صديقي

 

اي تنها بهانه من براي زيستن !

شقايقها در انتظار ديدنت تشنه و بي تابند و بلبلان در زير خفقان،آواز خواندن را از ياد برده اند. اي پايان عطش ، خفقان و انتظار

العجل   العجل

فاطمه باباعلي

 

اي تنها بهانه من براي زيستن ! 

گاه و بي گاه شوق پرواز مرا فرا مي گيرد ، اما با بالهاي شكسته چگونه ؟! پس كي مي آيي اي منجي شكسته بالان منتظر؟!!

فاطمه باباعلي

اي تنها بهانه من براي زيستن !

كافي‏است دفتر عمرم تورقي شود،تا بتْوان تمام واژه هاي آنرا در يك كلام معنا كرد؛ و آن عشق مهدي (عج) است.             

فاطمه باباعلي

 

اي تنها بهانه من براي زيستن !

تا به كي در فراقت گريستن ، زود بيا و شادم كن ، از اين گمراهي رهايم كن.

احمد كريمي

 

اي تنها بهانه من براي زيستن !

چه سخت است ديدن همگان و نديدن تو، چه دشوار است شنيدن صداي ديگران و محروم ماندن از آواي دل انگيز تو ؛ تو را به كدامين آيه شكوهمند ، به كدامين واژه سرشار از نور سوگند دهم كه مرا از لبخندت محروم نسازي. دلهاي ما منتظر  و چشمهاي ما به راه ،

در انتظار توايم مهدي جان!

زهرا آوريده

 

اي تنها بهانه من براي زيستن !

سالهست چشمهايم در پشت ديوار ديدن تو محبوس مانده اند ، شنيده ام كه تو بر خاك قدم مي گذاري ،‌آيا ديدگان عاشق من كمتر از خاك است؟!

بيا !‌ بيا كه وقت تو بسيار و وقت من تنگ است.

راحله فرزانه موحد

 

اي تنها بهانه من براي زيستن !

و اي مونس تنهايي ام! لحظه لحظة عمر را با تو و به ياد تو مي گذرانم، تا تو بيايي .                                              

فقيهه قوقئي

 

اي تنها بهانه من براي زيستن ! 

قلبم با تپش خود، با گفتن ذكر خدا، همواره به ياد توست وپلك چشمم هر بار كه بسته مي شود به اميد ظهور تو باز مي گردد؛و نفسم درنمي گيرد مگر با ذكر يا مهدي(عج)؛و هر بار كه اين اسم‏زيبا را صدا مي‏زنم،لبهايم مانند بازشدن غنچه شكفته مي‏شود. 

مهدي‏اكبري

 

اي تنها بهانه من براي زيستن !

تا كي چو خورشيد در پس ابر زيستن، عمري گذشت و ندانستم كيستي! پس كي برون مي شوم از اين نيستي !                

محسن توكلي

 

اي تنها بهانه من براي زيستن ! 

در اين دنياي بي رحم،آنچنان خسته وبي تابم كه پروازي ابدي را به انتظار نشسته ام.در كوچه پس كوچه هاي گذر عمر، تنها به اميد بودنت نفس

مي كشم.                                       

مرضيه قانعي

 

اي تنها بهانه من براي زيستن !

اي كه شمشيركج تو راست كند قامت دين را و هم عدل تو،قامت ما را،كه از هجر خميده است.                             

مصطفي دلاوري(سده)

 

اي تنها بهانه من براي زيستن ! 

من به يك روز سپيد، چشم دل دوخته ام، لب گلخانه نور،

          قدم سبز تو را،منتظرم.                                             

 زهرا قانعي

نوشته شده توسط میثم در 14:26 |  لینک ثابت   •